broken heart

عشق فقط یک کلام.....حسین علیه السلام

 

سرتونو بالا بگیرین بچه ها...شما مردانه جنگیدین...این داوره که باید شرمنده باشه نه شما

ما افتخار میکنیم به شما

 

 

کارلوس کیروش عزیز بمان....ما هنوز بهت نیاز داریم...به این جوانگرایی وتجربیاتت هنوز نیاز داریم...تو تلاشتو کردی...یه نیگاه کن به منتقدینت: قلعه نوعی که از نحوه گل زدن تیم تو ایراد میگیره 99 درصد برداش همین شکلیه و درخشان که شیوه دفاعی ترو مورد هجوم قرار میده تیمش وسطای جدوله... تو به آینده نگاه کن..


برچسب‌ها: شکست ایران مقابل عراق, جام ملت های آسیا, کارلوس کیروش, محمدرضا محبوبی
نوشته شده در شنبه چهارم بهمن 1393ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط محمدرضا|

عصرایران نوشت: الهام چرخنده، بازیگر سینما و تلویزیون، مدتی است که حجاب چادر را برگزیده است. این، البته اتفاقی نیست که فقط برای او افتاده باشد. بسیارند زنان و دخترانی که چادر را برای پوشش خود انتخاب می کنند ، همان طور که برعکس ماجرا نیز صادق است.


بنابراین، چادری شدن یک زن، اتفاق خارق العاده ای نیست، هر چند که اگر از منظر عنصر "شهرت" به ماجرا نگاه کنیم، چادر به سر کردن یک بازیگر زن، آن هم نه در فیلم که در عرصه زندگی می تواند ارزش خبری داشته باشد.

 

اما این که یک سری از نهادهای عمومی، از این اتفاق ذوق زده شوند و این ذوق زدگی شان نیز همچنان ادامه یابد، نمی تواند رویکردی خردمندانه باشد چرا که قضیه را آنقدر لوث می کند که حتی اگر هدف شان ترویج حجاب نیز باشد، نقض غرض می شود.


تقدیر از محجبه شدن یک بازیگر زن - که معلوم نیست همچنان بازیگر بماند یا خیر و البته مهم هم نیست - یک امر است که می تواند یک بار رخ بدهد و تمام شود ولی مدام روی او مانور دادن و او را بر سر گذاشتن و حلوا حلوا کردن و خبر از دادن امتیازات حمایتی به وی ، حتی در سطح مجلس شورای اسلامی، امری دیگر است که ماجرای چرخنده را از حالت طبیعی خارج  و به ضد ارزش تبدیل می کند.


بازی

این که الهام چرخنده به کمیسیون فرهنگی مجلس دعوت شود و در آنجا علیه همسر سابق خودش سخن بگوید و حمایت مجلس را بخواهد و بعد هم رئیس کمیسیون فرهنگی وعده حمایت دهد، نه ترویج حجاب است و نه حافظ شأن مجلسی که بعضی ها آن را در حد دعواهای زن و شوهری نیز تقلیل می دهند!


یا وقتی نماینده قم در مجلس شورای اسلامی، وزارتخانه های ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری تهران را به صف می کند که به الهام چرخنده مجوز تأسیس تشکل مردم نهاد و مؤسسه فرهنگی بدهند و از وی حمایت کنند، آیا این امر ، چیزی جز دعوت به رانت جویی است؟

 

الهام چرخنده مانند دهها میلیون ایرانی دیگر ، در صورت دارا بودن شرایط می تواند مؤسسه تأسیس کند یا هر کار قانونی دیگری را به عنوان شهروند این کشور انجام دهد، ولی نمی تواند انتظار داشته باشد به خاطر این که چادر به سر کرده تا دستور خدا درباره حجاب را رعایت کرده باشد، بدون نوبت و بدون طی مراحل قانونی، از امتیازات ویژه برخوردار شود.


اگر هم قرار باشد به خاطر حجابش به او امتیاز دهند، میلیون ها زن ایرانی که بسیار پیش تر از او حجاب و چادر را انتخاب کرده اند و به این مناسبت هم بر کسی منت ندارند، بر او که تازه به این صف پیوسته برتری دارند. خاصه آن که کم نیستند زنان مؤمنه ای که بی هیچ چشمداشتی و بی آن که به مجلس شورای اسلامی بروند و درخواست امتیاز ویژه کنند، در راه ترویج ارزش های اسلامی و اخلاقی و تربیت انسان های مؤمن و متدین می کوشند.


ادعاهای الهام چرخنده، از جمله این سخن عجیب و غریب که در مدت کوتاهی که چادری شده، 3900 نفر را چادری کرده است یا مدام از رهبری هزینه کردن، نباید دلیلی برای تبدیل این بازیگر سابق به بتی جدید شود که نهادهای کشور ، از بسیج و مجلس گرفته تا وزارتخانه های مختلف و شهرداری، باید در خدمت او باشند.

کوبیدن بر این طبل، از آنجا ضد ترویج حجاب است که اثبات این مدعا می شود که آنقدر وضع حجاب بد است که حالا که یک نفر پیدا شده و چادر به سر کرده، رویدادی ملی رخ داده است!

 

وانگهی، الهام چرخنده ، همانند هر انسان دیگری می تواند تغییر موضع و باور بدهد ، کما این که از وضع سابق به وضعیت کنونی چرخیده است و کسی چه می داند که در آینده چه خواهد شد؟

 

اگر نابخردانه و از سر ذوق زدگی، الهام چرخنده را به الگو و بت تبدیل کنند و فردا ، او چرخشی دیگر داشته باشد چه؟!


زمانی در ترکیه، زنی مججبه به نام "مروه کاواکچی"، نماینده پارلمان شد. در آن زمان به دلیل حکومت لائیک ها، وی نتوانست به پارلمان برود.

 

در ایران، جوّی بزرگ در حمایت از کاواکچی راه انداختند و روزنامه هایی مانند کیهان نیز در صفحه اول خود از این بانوی محجبه تقدیر  و از ظلمی که به او شده بود، ابراز برائت کردند. تریبون های نماز جمعه و شبکه های مختلف صدا و سیما پر شده بود از "قهرمان حجاب"ی به نام مروه کاواکچی که حتی برای رفتن به پارلمان نیز حاضر نشده بود حجاب از سر بردارد. خلاصه آن که در مدت کوتاهی او را در ایران به قهرمان و الگو تبدیل کردند. اما کاواکچی در مقابل چه کرد؟ او خطاب به حامیان ایرانی اش که برایش سر و دست می شکستند گفت: شما اگر دلتان برای زنان می سوزد، اول بروید و جلوی نقض حقوق زنان کشور خودتان را بگیرید.

 

با این پاسخ وی، ناگهان همه چیز در ایران به اتمام رسید و دیگر، کسی از مروه کاواکچی ، چیزی ننوشت و چیزی نگفت!


الهام چرخنده، به عنوان یک زن مسلمان، حجاب بر سر کرده و تازه، شده است یکی مانند میلیون ها زن محجبه ایرانی که به دستور دین، عمل می کنند. این، خیلی هم خوب است و خداوند از ایشان بپذیرد، اما او را پدیده ای خاص که باید امتیازات خاص هم داشته باشد دیدن، ظلم به همه زنان مسلمانی است که در طول تاریخ، برای حفظ حجاب شان، نه تنها امتیاز نگرفته اند، که هزینه های زیادی هم داده اند.

وقایع اتفاقیه:

+ الهام چرخنده....چرخنده:)

+ بهزاد فراهانی متن نامه به دخترش که در پست قبلی هم گذاشتم تکذیب کرده وگفته من صفحه ای در فیسبوک ندارم!!

+ فردا ایران-امارات...به امید پیروزی


برچسب‌ها: الهام چرخنده, محمدرضا محبوبی, وقایع اتفاقیه
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم دی 1393ساعت 8:39 بعد از ظهر توسط محمدرضا|

در یکی از صفحات فیسبوک منتسب به بهزاد فراهانی ، نامه ای خطاب به گلشیفته فراهانی منتشر شده است.

به گزارش انتخاب به نقل از TIK.ir ؛ در این نامه آمده است:

تو را دخترم نمیخوانم ،

چرا که هنر را با عریانی اشتباه گرفتی .

تو را دخترم نمی نامم

چرا که هویت اریایی را در اندام لخت خود به سخره گرفتی

تو را چه بگویم که از هنر و فهم تنها حیوانی ترین راه را برای اعتراض یافتی ،

فرزند فرهنگ باخته ام من برخودم لعنت فرستادم که یادم رفت برایت شاهنامه بخوانم ،

از کوروش و زرتشت بگویم ، لعنت به من که کنار بازیگری ،

بازی زندگی را یادت ندادم که چنین رسوایی را برای آریایی به بار آوردی ،

دیدن اندام عریانت ، زانوانم را لرزاند ،

فرزند ، چه بر سر هویت متعصب ایرانی اوردی ،

کاش مرده بودم واندام برهنه ونگاه بی رنگت ، در دستان مردم دست به دست نمیشد .

کاش تو اعتراض باشرفت میکردی . نه با اندامت ،

که فقط یک پدرو خرد کردی .

با من چه کردی

ای غریبه …!'

 

وقایع اتفاقیه:

+ گلشیفته:))...خیلی جک درست شده واسه این کارش..حتما بخونین :)

+ برای اولین بار بعد از 17 سال تو دی ماه امتحان ندارم....چقدر اعصابم راحته:-)

+ ایران بازی اولو 2-0 و بازی دوم رو 1-0 برد...به امید قهرمانی تیم ملی کشورمون در جام ملت های آسیا


برچسب‌ها: گلشیفته, بهزاد فراهانی, وقایع اتفاقیه, محمدرضا محبوبی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط محمدرضا|

ایران بیش از هر چیزی اکنون نیاز به یک لیاخوف دارد...

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط محمدرضا|

روزنامه قانون در ویژه‌نامه طنز «بی‌قانونی» در شماره امروز خود شوخی با روحانی و احمدی‌نژاد انجام داده که در تصویر زیر شرح آن را می‌بینید.

وایبربازی روحانی و احمدی‌نژاد!

 


برچسب‌ها: وایبر, احمدی نژاد, روحانی, محمدرضا محبوبی
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم دی 1393ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط محمدرضا|

چهل روزه که نداریمت...چهل روزه که هروقت آهنگاتو گوش میدم یا میخام زمزمه کنم بغض گلومو میگیره...چهارمین صبح جمعست که تو رفتی...تو از بین ما پر کشیدی....انگار خدا صدای ترو بیشتر دوست داشت....انگار خدا ترو خلق کرد که به آدما یاد بده تو مدت کوتاه هم میشه برای همیشه موند...میشه با وجود بیماری و مشکلات سخت به مردم امید و شادی داد! تویی که از این زندگانی دنیا فقط 30 سال و 3 ماه و 3 روز سهمت بود...

 

میدونی مرتضی جان؟ من و خیلیای دیگه با آهنگات خاطره داریم... توشبای تنهایی کنارمون بودی واسه همینه که من 40 روزه جز برای تو هیچ پست دیگه ای نذاشتم و تا تونستم برات فاتحه خوندم و صلوات فرستادم تا روحت در آرامش باشه....خیلیا میگن بسه دیگه رفت خدا بیامرزتش....اما من....من نمیتونم فراموشت کنم...من....آخه من از اولش باهات بودم....تا آخرشم میمونم..

 

مراسم چهلم زنده یاد شادروان مرتضی پاشایی پنج شنبه 4 دی ماه در بهشت زهرا و در قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد.روحش شاد ویادش گرامی باد.


برچسب‌ها: چهلم مرتضی پاشایی, پاشایی, محمدرضا محبوبی
نوشته شده در چهارشنبه سوم دی 1393ساعت 8:21 بعد از ظهر توسط محمدرضا|

 

مرتضی پاشایی داشت برای سفر کربلا آماده می شد که در دهه محرم حال جسمی او وخیم شد و در بیمارستان بستری شد و در ادامه حال او بعد از عمل بدتر شد که در نهایت متاسفانه دعوت حق را لبیک گفت .

 

مرحوم مرتضی پاشایی که اردات خاصی به امام حسین داشت به شدتی که مداحی هم انجام داده بود در وصیت خود ذکر کرده بود که پدرش روضه امام حسین بر جنازه ی وی بخواند ، حالا بعد از ۴۰ روز مرتضی پاشایی عزیز مسافر کربلا شده ، پیراهن مرتضی پاشایی که در ایام محرم نیز به تن او بود به حرم ارباب رسید و ادای احترام کرد / ببخش امام حسین که خودم نتونستم بیام …

نوشته مجید خراطها :

چه قصه عجیبی !
مرتضی در محرم امسال بخاطر بستری شدن از سفر کربلا جا ماند
ولی لباسی که در روزهای آخر عمر خود تن داشت شب اربعین به کربلا رسید !
مرتصی جان زیارت قبول…

 

وقایع اتفاقیه:

+ خدا رحمتش کنه....بدجور جای خالیش احساس میشه

+ قالب وبلاگ عوض شد...البته به احتمال زیاد موقت

+ واکسن سربازی خیلی درد داره ها:))


برچسب‌ها: پیراهن مرتضی پاشایی به کربلا رسید, پاشایی, وقایع اتفاقیه, محمدرضا محبوبی
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط محمدرضا|

پس از یک اربعین هجران و دوری/به دیدار برادر ،خواهر آید

گمانم کربلا شد عمه نزدیک/که بوی مشک و ناب وعنبر آید

در این صحرا مکن منزل که شاید/دوباره شمر دون با خنجر آید...

 

 

 

فرا رسیدن اربعین سید وسالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) ویاران باوفایش تسلیت باد...

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین


برچسب‌ها: اربعین, امام حسین, محمدرضا محبوبی
نوشته شده در پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت 7:12 بعد از ظهر توسط محمدرضا|

بخدا زوده، زوده که بگی دیگه حرفی نمیمونه

بخدا زوده، زوده واسه مردن این دل دیوونه....بخدا خیلی زوده

 

 

شادی روح این دو خواننده و ستاره ی خوش اخلاق،محبوب،محجوب و خوش صدای موسیقی پاپ ایران زنده یاد مرتضی پاشایی و زنده یاد ناصر عبداللهی صلوات بفرستید.

 

وقایع اتفاقیه:

+ یه هفته ای بود کلا مانیتور نداشتم و دوسه روزم کشید تا همت کنم ببرم درست کنم...واسه همین مدتیه پست نذاشتم...با گوشی هم سخت بود پست گذاشتن

+ هنوزم نمیخام باورم کنم این پروازو....هنوزم هرروز فقط وفقط دارم آهنگاشو گوش میدم

+ دوسه تا آهنگ منتشر نشده هم تاحالا ازش منتشر شده و قراره آلبوم جدید مرتضی پاشایی بعداز ماه صفر به بازار بیاد.

+ سخته گوش کردن به آهنگی که میدونی دیگه خوانندش نیست اونم خواننده ای که با تمام وجودت دوسش داشته باشی...سه هفته بدون مرتضی گذشت...

+ آهنگ وبلاگ عوض شد( بخدا - مرتضی پاشایی)


برچسب‌ها: مرتضی پاشایی, ناصر عبداللهی, بخدا, وقایع اتفاقیه, محمدرضا محبوبی
نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط محمدرضا|

ترافیک از میدان هفت تیر آغاز می شود. جایی که می‌توان ماشین‌هایی را دید که عکس‌های مرتضی پاشایی را پشت شیشه‌هایشان نصب کرده‌اند و برای وداع با او راهی تالار وحدت شده‌اند.

نفس بلوار کریمخان زند از حجم ماشین‌ها تقریبا بند آمده است. رادیو پیام وضعیت آب و هوا را اعلام می‌کند و راننده در فاصله تنظیم آینه ماشین و مکث کردن روی چهره عابری که از عرض خیابان می‌گذرد، می‌گوید: «خدا رحمتشه کنه، جوون بود، خیلی جوون بود.»

مرد میانسالی که جلو نشسته، اما دلش برای خانواده پاشایی می‌سوزد: «بیچاره پدر و مادرش.»

مجری رادیو پیام از توده هوای سردی می‌گوید که از فردا بخش‌های مختلفی از ایران را در بر می‌گیرد و ارمغانش برف و باران است.

خیابان حافظ از تقاطع کریمخان زند بسته است، پلیسی که ماشین‌ها را راهنمایی می‌کند می‌گوید دلیلش ازدحام جمعیت در چهار راه کالج است.

خیابان‌های دیگری هم که منتهی به چهار راه کالج هستند هم بسته شده‌اند، این را راننده موتوری می‌گوید که راضی می‌شود 5 هزار تومان بگیرد و ما را تا چهار راه کالج ببرد.

45 سال دارد و تا پیش از فوت مرتضی پاشایی آهنگ‌های او را گوش نکرده است: «زیاد موسیقی گوش نمی‌کنم، گاهی شجریان، شهرام ناظری ... این جوون‌ها رو نمی‌شناسم ولی دلم برای این پاشایی خیلی سوخت. جوون بود.»

روی پل حافظ هستیم، زیر پای‌مان حوزه هنری است و تقاطع سمیه و طالقانی. می‌گوید: «از حق نگذریم ترانه‌هاش خوب بود.» منظورش چند ترانه‌ای است که پس از مرگ پاشایی از تلویزیون ایران و شبکه‌های فارسی زبان آن سوی آب شنیده. پل را که سرازیر می‌شویم به سمت چهار راه کالج انبوه جمعیت را می‌بینیم. جمعیتی که انگار خیابان انقلاب را بلعیده است. بیشتر مغازه‌ها بسته است، جز لوارم التحریر فروشی نبش چهارراه کالج. جایی که مردی 72 ساله پشت دخل ایستاده می‌گوید از وقتی آمده همین طور آدم‌هایی را دیده که پیاده به سمت تالار وحدت می‌روند: «از سال 1341 اینجا مغازه دارم. اتفاقات زیادی را دیده‌ام. از حوادث سال 42 که شما یادتان نیست گرفته تا انقلاب؛ 36 سال پیش.»



بقیه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: تشییع جنازه مرتضی پاشایی, حاشیه تدفین پاشایی, مرتضی پاشایی, محمدرضا محبوبی
:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393ساعت 9:6 بعد از ظهر توسط محمدرضا|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت