فرا رسیدن ماه محرم ماه عزاداری سید وسالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) و هفتاد و دو تن از یاران باوفایش را خدمت همه تسلیت عرض میکنم.

پی نوشت:

+ پیشنهاد میکنم حتما آهنگ قرص ماه خونی از رضا صادقی رو گوش بدید..خیلی قشنگه.. والبته سعی میکنم آهنگشو روزای آینده در وبلاگ بذارم

+ والبته حتما آهنگ های ظهر عطش و غدیرخون از چاوشی رو شنیدید؟

+ قالب وبلاگ عوض شد

+ آهنگ وبلاگ عوض شد( ظهر عطش - محسن چاوشی)

 


برچسب‌ها: محرم , ظهر عطش , قرص ماه خونی , محمدرضا محبوبی

تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 5:58 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |
چند روزی است که خبر  اسیدپاشی های متوالی به روی زنان به اصطلاح بدحجاب در اصفهان تبدیل به تیتر یک رسانه ها شده.متاسفانه خبری که واقعیت دارد. لحظات سخت و دردناک این فاجعه را از زبان یکی از قربانیان می شنویم:

«تمام تنم می‌سوخت و از درد فریاد می‌زدم، فقط تنها کاری که کردم این بود که لباس‌هایم را از تنم خارج کنم، اما مردمی که دورم جمع شده بودند به‌جای اینکه رویم آب بریزند می‌گفتند چرا لخت شده‌ای؟ لباس‌هایت را تنت کن.» سهیلای 27 ساله اینها را در حالی می‌گفت که تمام صورتش باندپیچی شده بود و به سختی حرف می‌زد. چشم چپش اگر عفونت نکند و عمل جراحی موفقی داشته باشد، 20 درصد بینایی خواهد داشت و چشم راستش به‌طور کامل نابینا شده است. روی یکی از تخت‌های بخش زنان بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری خوابیده بود و هر دو دست، دو پا و تمام صورتش با باند پوشیده شده بود. به گفته مادرش، دکتر قریشی که در اصفهان او را ویزیت کرده بود دستور داده هر پنج ساعت یک بار حتما چشم چپش شست‌وشو شود، این در حالی است که می‌گفتند حدود 16 ساعت پس از شست‌وشوی قبلی چشم سهیلا، هنوز چشم او را شست‌و‌شو نکرده‌اند و این موضوع باعث رنجش سهیلا و پدر و مادرش بود. ساعت هفت شب چهارشنبه گذشته بود که سهیلای 27 ساله دو نفر از دوستانش را در خیابان بزرگمهر اصفهان از خودرو پیاده کرد و بلافاصله صدای یک موتوری را در نزدیکی خود شنید. سهیلا به محض دیدن موتورسیکلتی که کنارش توقف کرده بود احساس کرد چشمان و صورتش به‌شدت می‌سوزد و پس از چند ثانیه متوجه شد او قربانی جدیدترین اسیدپاشی‌های سریالی شده که این روزها در اصفهان در حال وقوع است. سهیلا سعی می‌کند روی تخت بنشیند، اما سوختگی‌های کمر و دستش این اجازه را به او نمی‌دهد. ناله‌ای از ته دل می‌کشد و ادامه می‌دهد: «داشتیم از استخر برمی‌گشتیم.در خیابان بزرگمهر دوستانم از خودرویم پیاده شدند و بلافاصله این اتفاق افتاد.من هم فوری لباس‌هایم را از تنم خارج کردم و روی آسفالت خیابان افتادم.» او با اشاره به اینکه مردمی که دورش جمع شده بودند افراد بسیار کم‌اطلاعی بودند، گفت: «هیچ‌یک از افرادی که دورم جمع شده بودند رویم آب نریختند و فقط سعی داشتند لباس‌هایم را رویم بیندازند و می‌گفتند بدنش معلوم است.» او ادامه داد: «دو نفر مرا بلند کردند و روی صندلی عقب خودرویم گذاشتند، در صورتی که روی صندلی عقب پر از اسید بود و دوباره در آنجا کمرم هم با اسید سوخت.» به گفته سهیلا، اولین بیمارستانی که او را پس از حادثه به آنجا منتقل کردند بیمارستان سوختگی کاوه بود. از بیمارستان کاوه نیز سهیلا به بیمارستان فیض اصفهان منتقل شد و اولین جایی که چشمان و صورت او را شست‌وشو دادند، همین بیمارستان بود. سهیلا در این‌باره به خبرنگار ما گفت: «در بیمارستان فیض که بودم، شنیدم پزشکان گفتند صورت و چشمانش هم سوخته، آنها را هم شست و شو بدهید. و تازه آنجا بود که چشم و صورتم را شست و شو دادند.»
   

   برای آینده‌ام هزار نقشه داشتم
مادر سهیلا که همراه او در بیمارستان است، عکسی از دخترش به ما نشان می‌دهد. سهیلا ادامه می‌دهد: «می‌بینید؟ من وکیل بودم، زیبا بودم، مانند خود شماها درس می‌خواندم و برای آینده‌ام هزاران نقشه داشتم. من فقط 27 سال دارم و نمی‌دانم به کدام گناه باید این‌طور مجازات می‌شدم.» او با بیان اینکه شنیده است این اتفاق برای دختران بدحجاب اصفهان افتاده است، ادامه داد: «می‌گویند بدحجابان قربانی اسیدپاشی هستند، اما من حجاب عادی داشتم و کاملا هم معمولی بودم.» او با اشاره به اینکه دایی‌اش شهید شده است، گفت: «ما خانواده شهید هستیم. آن روز هم یک مانتوی بلند سورمه‌ای تنم بود.»
    

  کسی مراقب چشمان سهیلا نیست
مادر سهیلا درباره وضعیت کنونی دخترش گفت: «بیمارستان چشم نمی‌توانیم او را بستری کنیم، چون تمام بدنش نیاز به پانسمان و شست‌و‌شوی مداوم دارد و این کار را در بیمارستان‌های تخصصی چشم انجام نمی‌دهند؛ از طرفی دیگر او اکنون در بیمارستان سوانح و سوختگی بستری است و برای چشمان او هیچ کاری نمی‌کنند.» وی افزود: «مراقبت نکردن از چشمان سهیلا در این بیمارستان در حالی است که چشمانش باید مرتب شست‌وشو داده شود و پمادی که پزشک تجویز کرده به چشمانش بزنند، اما در این بیمارستان باید چندین بار برای پماد زدن به چشمان دخترم از آنها خواهش کنم تا این کار را انجام بدهند.» پدر سهیلا نیز در ارتباط با وضعیت دخترش گفت: «حالا که این اتفاق افتاده من از مسئولان تقاضا می‌کنم حداقل کاری بکنند که همین 20 یا 30 درصد بینایی که به گفته پزشکان امکان دارد برای چشم چپ دخترم بماند، از بین نرود.» دخترم زیبایی،  صورت، بینایی یک چشم، بخشی از یک دست و یک پا و اعصاب خود را از دست داده است. تو را به خدا امکاناتی فراهم کنید که این چشم چپش کمی دید داشته باشد.» او در همین رابطه افزود: «به پرستار چشمی که می‌خواستیم از بیرون بیاوریم تا از چشمان سهیلا تا زمان عمل مراقبت کند، اجازه ورود ندادند، اما از طرفی خودشان هم مراقبت نمی‌کنند و بدون شست‌و‌شو دادن فقط برای دردهای نفسگیر چشمان دخترم مرفین تزریق می‌کنند.»

 

وقایع اتفاقیه:

+ نمیدونم چرا مردم ما تا این حد وحشی شدند...دلیلش چیه؟خدایا خودت به مردممون رحم کن

 

+ این روزا به نام دین هرکاری میکنند....از گروه داعش گرفته تا تجاوز و الان اسیدپاشی...از دیو ودد ملولم و انسانم آرزوست...

+ دلیل کم شدن فعالیتم در وبلاگ پایان ناممه که حسابی درگیرشم تا تموم بشه


برچسب‌ها: اسیدپاشی در اصفهان , گفتگو با قربانیان اسیدپاشی , وقایع اتفاقیه , محمدرضا محبوبی

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 | 6:9 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |
سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی كه تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می كردند تا این كه به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود كه ناگهان پیك وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده كه: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم كردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه كسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یك سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.


رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یك صدا جواب می دهند كه چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یكی ثقل اكبر كه كتاب خداست و دیگری ثقل اصغر كه اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا دیدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر كس كه من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تكرار كرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت كه: «امروز دینتان را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.

 

وقایع اتفاقیه:

 

+ عید سعید غدیر مبارک

+ آلبوم جدید چاوشی نسبتا بد نیست..زیباست..مخصوص تراک اولیش "دزیره"..حتما پیشنهاد میدم گوش بدید

+ امان از پایان نامه که امونمو بریده...اینقد کارای تحقیقاتی کم نبود دیگه ترجمه هم اضافه شده..یعنی دهنم سرویس شد از بس ترجمه کردم...ای خدا کی تموم میشه؟

+ آقای سیاسی بعداز کلی مذاکره برای بازی پرسپولیس-رئال حالا که به نتیجه رسید و قرارم شد تابستون رئال با تمام ستاره هاش ازجمله رونالدو بیاد تهران، حالا فهمیده اون یارو ایرانیه که تو جلساتش بوده ضدانقلاب بوده....خخخخخ...آخه یکی بگه یه بساز بفروش با فوتبال اونم تیمی مثل پرسپولیس چیکار؟؟

 


برچسب‌ها: عید غدیر , عید سعیدغدیر خم , وقایع اتفاقیه , محمدرضا محبوبی

تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 5:26 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |

 

بر پیکر عالم وجود جان آمد / صد شکر که امتحان به پایان آمد

از لطف خداوند خلیل الرحمان / یک عید بزرگ به نام قربان آمد . . .

 

وقایع اتفاقیه:

+ عید سعید قربان رو به همه تبریک میگم

+ پایان نامم دست از سرمن برنمیداره...خسته شدم...:((

+ چندشب داشتم معراجی ها رو میدیدم یه زیر نویس اومد ردشد که نوشته بود طرح کاهش جمعیت مسلمانان یه نقشه اسرائیلی بوده.!!!!!

+ فکر کنم 30 ساله عمه ی من داره برنامه ریزی میکنه واسه طرح یه فرزندی...هنوز یادمون نرفته پشت پفک نمکیا نوشته بود: فرزند کمتر زندگی بهتر.... والبته هنوز یادمونه بچه بالاتر از 3 تا رو کوپن نمیدادن و از خیلی مزایای دیگم بی بهره بود...

+ در انتظار آلبوم جدید محسن چاوشی (پاروی بی قایق) هستیم که قراره چهار شنبه بیاد...


برچسب‌ها: عید قربان , کاهش جمعیت , وقایع اتفاقیه , محمدرضا محبوبی

تاريخ : شنبه دوازدهم مهر 1393 | 7:35 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |

از اینهمه نامردمی ها قلبم داره میمیره کم کم


من از تو میپرسم خدایا،اینجا زمینه یا جهنم؟


وقتی برای گریه کردن باید از این دنیا جدا شد


وقتی واسه آزاد بودن باید اسیر آدما شد....

‎از اینهمه نامردمی ها قلبم داره میمیره کم کم
من از تو میپرسم خدایا،اینجا زمینه یا جهنم؟
وقتی برای گریه کردن باید از این دنیا جدا شد
وقتی واسه آزاد بودن باید اسیر آدما شد....‎
 

برچسب‌ها: گروه داعش , داعش , محمدرضا محبوبی

تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 8:4 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و
به شالاپ شلوپ های گل آلود ،عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد

چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم
.
.
.
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم
تنها برو
.
.

دکتر علی شریعتی


برچسب‌ها: زیر باران , دکتر شریعتی , محمدرضا محبوبی

تاريخ : سه شنبه یکم مهر 1393 | 7:45 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |
 معاون اول قوه قضاییه با ارسال نامه‌ای به وزیر ارتباطات از او خواست که ظرف حداکثر یک ماه نسبت به فرآهم آوری زمینه و بستر فنی مورد نیاز مسدودسازی و کنترل اطلاعاتی موثر شبکه های اجتماعی نظیر وآتس آپ(Whats app)، وایبر(Viber) و تانگو(Tango) اقدام کند، در غیر این صورت قوه قضائیه نسبت به این امر اقدام خواهد کرد.

به گزارش «انتخاب»، متن نامه حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژه‌ای به وزیر ارتباطات به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر واعظی

وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات

سلام علیکم

نظر به انتشار گسترده محتوای مجرمانه و ارتکاب انواع جرائم علیه عفت و اخلاق اسلامی و امنیت عمومی و ... بالاخص انتشار وسیع مطالب مهم علیه بنیانگذار انقلاب اسلامی علیه حضرت امام خمینی (ره) در هفته های اخیر از طریق برخی شبکه های اجتماعی نظیر واتس آپ، وایبر و تانگو که بعضا توسط دولت های معاند نظام جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور مدیریت فنی و محتوایی می شود و با عنابت به این که علی رقم استمهال سه ماهه جنابعالی و همکاران محترم مبنی بر اعلام آمادگی در خصوص فرآهم آوری امکان مسدود سازی و پالایش هوشمند محتوای مجرمانه در شبکه های موصوف و ارائه شبکه های اجتماعی داخلی هم سطح با شبکه های مذکور، مع الاسف تا کنون اقدام موثری به عمل نیامده است.

لذا در اجرای دستور ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت الله آملی ظرف مدت حداکثر یک ماه نسبت به فرآهم آوری زمینه و بستر فنی مورد نیاز مسدودسازی و کنترل اطلاعاتی موثر شبکه های یاد شده اقدام عاجل صورت پذیرد، در غیر این صورت قوه قضائیه در راستای وظایف ذاتی خود نسبت به مسدودسازی شبکه های اجتماعی دارای محتوای مجرمانه اقدام مقتضی به عمل آورده و با متخلفین از دستورات قضایی در هر رده ای طبق قانون برخورد خواهد نمود.»

 

وقایع اتفاقیه:

 

+ یه برنامه درست وحسابی تو این گوشیا بود که ملت باش سرگرم بودن والبته با وایبر میشد باهزینه کمتر تماس گرفت که اونم بحمدلله دارن فیلتر میکنن.

+ چندروز پیش میخوندم که ایران در میان کشورهای جهان از لحاظ سرعت اینترنت جزو 5 کشور آخر جهانه و از لحاظ هزینه جزو 3 کشور اول!!!

+ نوشته بود قیمت اینترنت تو ایران 2 برابر افغانستان و 3500 برابر ژاپنه..میدونید یعنی چی؟ یعنی ژاپن اینترنتشون گیگی 1 تومنه یعنی مفته مفته!!اونوقت ما...


برچسب‌ها: فیلتر واتس آپ و وایبر , فیلترینگ , قیمت اینترنت در ایران , وقایع اتفاقیه , محمدرضا محبوبی

تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 7:26 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |
سلام.دنبال یه متن ادبی واسه تولدم میگشتم اما خب....پیداش نکردم:)))

پس بدون هیچ متن خاصی میگم : جمعه 23 ساله میشم...پس تولدم مبارک....


برچسب‌ها: تولد , محمدرضا محبوبی

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 9:58 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |

همسرم فضای سیـنـــه ام را از بوی دل انگیز عشق عطرآگین کردی

می‌خواهم تا ابد در کنارم باشی و بدانی نبض من، بعد از عشق به خدا، برای تو می‌تپد

 

شنيدم دوست داشتن از عشق برتر است حالا ميتوانم كاملا این جمله را درك كنم چون تا قبل از ازدواج عاشقت بودم اما حالا چون كودكي وابسته به مادر،دوستت دارم و از بودنت لذت ميبرم...

دومین سالگرد پیوندمان و دومین سال زندگی مشترکمان را تبریک میگویم

 

وقایع اتفاقیه:

+ بازگشت به وبلاگ بعداز یک ماه ونیم....این بار با تغییراتی

+ ازجمله مهم ترین تغییرات اینه که کامنت ها فقط مرتبط با پست باشه...اگر ببینم کامنت ها دارن شبیه چت میشن دیگه جواب نمیدم

+ آهنگ وبلاگ: قلبم رو تکراره - مرتضی پاشایی


برچسب‌ها: سالگرد ازدواج , مرتضی پاشایی , وقایع اتفاقیه , محمدرضا محبوبی

تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 5:8 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |

سلام.حالتون خوبه؟؟؟منم خوبم...عید فطر رو به همتون تبریک میگم.

 

قصد دارم این وبلاگ رو بنا به دلایلی مدتی تعطیل کنم

 

پس تا بازگشایی مجدد.... خداحافظ

 



تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد 1393 | 9:58 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضا |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.